دريا

اينجا براي از تو نوشتن هوا كم است
دنيا براي از تو نوشتن مرا كم است
اكسير من، نه اينكه مرا شعر تازه نيست
من از تو مي نويسم و اين كيميا كم است!
دريا و من چه قدر شبيه ايم ، گرچه باز
من سخت بيقرارم و او بيقرار نيست
با او چه خوب مي شود از حال خويش گفت
دريا كه از اهالي اين روزگارنيست!
امشب ولي هواي جنون موج ميزند
دريا سرش به هيچ سري سازگار نيست
اي كاش از تو هيچ نمي گفتمش، ببين
دريا هم اينچنين كه منم بردبار نيست...
"محمد علی بهمنی"
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/۰۵/۲۹ ساعت توسط بلبل شیدا
|
لیلی زیر درخت انار نشست